(Memory of unknown)‌ روزنوشت ناشناس

🌿🌷همه گفتند مرو ! دیدم و نشنیدمشان / مثل این بود به یک رود بگویند بایست 🌷🌿

(Memory of unknown)‌ روزنوشت ناشناس

🌿🌷همه گفتند مرو ! دیدم و نشنیدمشان / مثل این بود به یک رود بگویند بایست 🌷🌿

(Memory of unknown)‌ روزنوشت ناشناس

زندگی آسان یا سخت می گذرد بدون اینکه ما در گذر آن دخل و تصرفی داشته باشیم تنها خداست که قدرتمند و آفریننده این جهان پراز رمز ورازاست اما این ما هستیم که چگونه گذر این روزها را تعیین میکنیم با اعمال و رفتارمون و با عشقی که نثار همدیگر میکنیم و اگه همه تصمیم بگیریم که از خودمون برای ساختن یک زندگی ایده آل شروع کنیم مطمئن باشید که هیچ بدی تو هیچ جای جهان وجود نخواهد داشت پس خوب باشیم و خوبی کنیم تا خوبی نسل به نسل منتقل بشه🤗😍😍😄

بایگانی
نویسندگان
پیوندهای روزانه

سلام میشه روز و ماه تولدتون رو بگید میخوام یه بخش درست کنم برای روز تولد بلاگرا 

اینو پرکنید لطفا نظرات تایید نمیشه بعدا همه رو جمع کردم میزارم تو یه بخش جداگانه 

روز :

ماه: 

لینک وبلاگ و اسمتون(البته اگه دوست داشتین اسمتون رو بگید ) : 

لطفا همه شرکت کنید 😍💚

دوستانی که گفتن ثبت شدن لطفاااااا بقیه هم بگن :(( 

رو ثبت کلیک کنید تا ببینید :)

۴۵ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۶ ، ۲۱:۵۴
Unknown 96

عاشقانه های کوتاه
"پست ثابت "
شاید تکراری شده باشه همه گذاشتن ولی منم دوست :)

 اگه دلنوشته ای، شعری یاهرچی دوست داشتین تو کامنت بزارین

اگه از خودتون اسمتونو پایینش بنویسین 

۲۹ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۶ ، ۱۷:۵۱
Unknown 96

عاقا یه کاری داشتم دیشب ساعت ۱ شب تلگراممو نصب کردم که امشب پاک کنم بعدش پروفایل اوشون رو ناخودآگاه چک کردم که از بسسس مغروره دوست دارم خودش سرشو بزنه به دیوار ایششش

۱۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۴:۱۷
Unknown 96

🌿اللهم عجل لولیک الفرج 🌿

+عنوان از حمیدرضا برقعی 

۱۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۰:۱۲
Unknown 96
کامپیوتر یه چند دقیقه ای که باهاش کار نکنید و به حال خودش بزارید به صورت خودکار مانیتورش خاموش میشه 
به این حالت میگن حالت خواب...
میدونی میخوام چی بگم...
ما آدما هم مثل کامپیوتر حالت خواب داریم
یه مدت که تنها باشیم
یه مدت که کسی رو نداشته باشیم 
یه مدت که همدمی نداشته باشیم 
چشامون رو به کل دنیا میبندیم
 و به حالت خواب میریم...
فقط فرق بین و کامپیوتر اینه که
کامپیوتر وقتی به حالت خواب میره
یه دکمه،یا یه تکون کوچیک به موس کافیه واسه بیدار شدنش .
ولی وای از اون روزی که یه آدم به حالت خواب بره...
به این راحتی نمیتونی از اون حالت جداش کنی
انس میگیره به اون حالت
عادت میکنه...
پس مراقب آدم های اطرافمون باشیم که یه وقت تو حالت خواب نرن...
گاهی یه تکون کوچولو،یه درد و دل،یه دستی دور گردنشون بندازیم و حواسمون بهشون باشه ...
+ من ننوشت :)
۳۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۰۹:۱۷
Unknown 96
هر شب بگوییـد
من انسانے هستم امیدوار
ڪه هیچ کینه اے
نسبت بـه هیچ ڪس ندارم
ترس و تشویش و تردید را
از خودم دور میسازم
و جای آن، امید و اعتماد 
به نفس مے نشانم.
۱۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۶ ، ۱۸:۲۲
Unknown 96
••• شاید این متن زندگی خیلی ها رو تغییر بده•••
ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﻠﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ …
ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ …
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺷﺪﺕ ﺁﺏ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻪ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩ …
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺠﺎﺗﺘﻮﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ! ﻭ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !!!
ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﺗﻮﻥ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !!!
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺁﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .…
ﺑﻴﺮﻭﻧﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺷﺖ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ …
ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻻ ﺧﺮﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ، ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﻧﺎ ﺷﻨﻮﺍﺳﺖ .
دﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
🍀(ﻧﺎﺷﻨﻮﺍ ﺑﺎﺵ ﻭﻗﺘﻰ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻳﺖ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ‏) ‏🍀
 ________________________________________________
+بازنشر چون سریع بعدش پست گذاشته بودم 
‎‎‌ ‎‏‎‏‎‏‎ ‍‌موفق باشید فعلا سرم شلوغه میام بعدا وبلاگاتونو میخونم
۱۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۶ ، ۱۲:۱۹
Unknown 96

اعصابم بازم داغون شد 

من سالهاااااااست عاشق پلیسیم اینکه میگم الکی نیست اینکه تمام سالهای تحصیل و عمرم رو در آرزوی پلیسی گذروندم شوخی نیست اینکه همیشه با این هدف خیلی درس میخوندم که میخوام پلیس بشم از سال ۹۴ من همیشه پیگیر این بودم امسال خانوم میگیرن یا نه و هعی متوجه میشدم هرسال خانوم نمیگیرن و دعا میکردم شانس بیارم سالی که میخوام کنکور بدم خانوم بگیرن 

و امسااااااال نمیگیرن داریم ازاین بدترررر 

بعد از فوت دوستم حالم خیلی بد بود جوری که اعتقادات و ارزش هایی که داشتم برای زندگی تغییر کرد دیگه تو آینده نخواستم زندگی کنم همش به این فکر بودم از حالم نهایت استفاده رو ببرم که حسرت نمونه برام 

این شد که کم کم دیگه به پلیسی فکر نکردم اینکه عشق قدیمیم هه دوست نداشت پلیس بشم کلا با کار کردن زن مخالف بود و همیشه میگفت دوست ندارم وقتی از سر کار میام زنم خونه نباشه  و میگفت حالا شاید نظرم عوض شه و اونقدر همیشه حرف خودش بود که من هیچوقت نتونستم با این سرسختیم مجابش کنم  من تمام ۴ سال دوستیمون رو با این امید میگذروندم که نظرش عوض میشه همیشه میگفت اگه ما بهم نرسیدیم غصه نخور قول بده که ازدواج کنی من همیشه میگفتم من یه بار عاشق شدم و تمام احساساتی رو که هیچ وقت بیان نمیکردم بیان کردم منی که به خاطر عشق به پلیسی شخصیتمو یه دختر محکم و قوی ساخته بودم که احساس نداره که نمیترسه که ضعیف نیست در مقابل اون این شخصیتم رو کنار گذاشته بودم و میگفتم اگه بهت نرسم پلیس میشم و تمام زندگیمو وفق کارم میکنم 

شاید این روزا زیاد به پلیسی فکرنکرده بودم و به همه میگفتم دیگه نمیخوام پلیس بشم چون تو ایران پلیس زن خیلی کار خاصی نمیکنه ولی من عاشقم عاشق اینکه برای کشورم یه کاری بکنم 

امرررروز بعد مدت ها وقتی رفتم تو سایت استخدامی دانشگاه افسری و وقتی فهمیدم امسال پلیس خانوم احتمالا نمیگیرن تمام خاطراتم زنده شد 

همیشه گفتم دوست ندارم یه سال بمونم چون خودمو میشناسم نمیتونم بخونم میخوام خلاص شم از این درسا و فکر کنکور و ...

حتما حکمتی توشه که من پلیس نشم ولی با این خاطرات با قول هایی که دادم چه کنم با قلبم که درد داره 

با خاطراتی که فرستاده بودمشون ته مغزم چیکار کنم 

لنتی فراموش کرده بودمممممم 

چه میکنی عشق قدیمی!خیلی بی معرفتی میدونستی !

+بغضم بالاخره شکست 

بعدا نوشت : الکی گریه کردما ایششش ://

خوشحال شدگانیم :))

۲۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۶ ، ۲۱:۱۷
Unknown 96
من صبورم اما ...
به خدا دست خودم نیست اگرمی رنجم ،
یا اگر شادی زیبای تو را 
به غم غربت چشمان خودم می بندم ...
من صبورم اما ...
چه قدَر با همه ی عاشقی ام محزونم
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم ...
من صبورم اما ...
بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی رنگ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند ...
من صبورم اما ...
آه، این بغض گران
صبر چه می داند چیست ...💔
 👤 حمید مصدق

+ شهادت امام رضا رو تسلیت میگم به همه ی دوستان🖤

۱۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۲۸ آبان ۹۶ ، ۰۹:۱۵
Unknown 96


♚ هیچکس را در زندگی مقصر نمی دانم...
← از خوبان "خاطره"
← و از بدان "تجربه" میگیرم...!

۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۶ ، ۱۷:۱۲
Unknown 96
۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۶ ، ۱۲:۳۱
Unknown 96

سلام دیشب بعد از تکان خفیفی که در شهرمان خوردیم 

به دنبال منبع زمین زمین لرزه وقتی گشتم کرمانشاه و زلزه ۷.۳ ریشتری را دیدم 

واقعا ناراحت شدم ...

و از اعماق وجودم به هموطنان عزیزم تسلیت میگم 

درباره این واقعه واقعا نمیدونم چی بگم 

که بخوام همدری بکنم فقط امیدوارم آسیب دیده ها خوب شن و آمار خسارات و تلفات کم شه وهمینطور پس لرزه ها تموم شه و آرامش پیدا کنید .

و اینکه به خانواده های عزیزان جان باخته واقعا تسلیت میگم .

مارو هم در غم خودتون شریک بدونید ...

ای کاش میتونستم کمکی بکنم ولی خیلی دورم از کرمانشاه

🖤🖤 😢😢

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۶ ، ۱۶:۲۹
Unknown 96